اضطراب (3)

 درمان اضطراب


قبل از هر چیز باید توجه داشت که عوامل ایجاد اضطراب مشخص شود، سپس با توجه به عامل ایجاد کنندۀ اضطراب، به درمان آن پرداخت :

لازم به ذکر است که یک برنامه دارویى مناسب و قابل دسترس و یا انجام درمان هاى غیر دارویى و درمان معنوی و البته ترکیب آنها، بهترین نوع درمان می‌ باشد.

الف) در بعضى از موارد اضطراب خفیف بدون نیاز به درگیرى پزشک در این ماجرا می‌ تواند درمان گردد. این موارد اضطراب طبیعى نام دارند که طى آن اضطراب به خوبى توسط بیمار کنترل شده و برطرف می ‌شود مثل ترس ناشى از امتحان نهایى و یا ترس ناشى از مصاحبه . در چنین شرایطی اضطراب می ‌تواند توسط اعمال و روش هاى زیر تحت کنترل درآید :


     - صحبت با شخص مورد اعتماد
     - روش هاى ایجاد تمرکز
     - حمام گرفتن
     - استراحت در یک اتاق تاریک
     - تنفس عمیق

ب) از طرف دیگر در بعضی از موارد اضطراب شدید ناشی از آسیب روانی و یا جسمانی است. در چنین شرایطی مشورت با پزشک متخصص طب سنتی و روان شناس، اضطراب می تواند توسط روش های زیر تحت کنترل درآید :  

  1. درمان غیر دارویى و روان شناختی
  2. درمان معنوی
  3. درمان دارویى (داروهای گیاهی)

 که در این قسمت به توضیح موارد 1 و 2 می پردازیم و درمان دارویی را در مطلب جداگانه ای می آوریم.

 

1- درمان غیر دارویى و روان شناختی

درمان غیر دارویى شامل تکنیک هاى متعددى می‌ باشد. در تمام این روش ها به بیمار آموزش هاى کلاسیک کسب آرامش یاد داده می شود و بدین‌ وسیله بدن، خود به مقابله مؤثر و مستقیم با عوامل تنش‌ زا برمى خیزد که در اینجا به چند مورد بطور مختصر اشاره می شود.

* تن‌ آرامى یا آرام ‌سازى ( Relaxation )

آرمیدگی می تواند آثار فیزیولوزیکی ایجاد کند که متضاد آثار اضطراب است یعنی کندی ضربان قلب، افزایش جریان خون محیطی، و ثبات عصبی- عضلانی. انواعی از روش ها برای آموزش آرمیدگی ابداع شده است که اکثر آنها متکی بر روشی است که آرمیدگی تدریجی نامیده می شود. مراجع(1) گروه های عضلانی عمده را با نظمی ثابت منبسط می سازد؛ از گروه های عضلانی کوچک پاها شروع کرده و به طرف سر بالا می رود و یا برعکس.

تصور ذهنی یکی دیگر از روشهای آموزش آرمیدگی است که در آن به مراجع یاد داده می شود خود را در جایی که با خاطرات خوشی همراه بوده است تصور کند.

* حساسیت‌ زدایی تدریجی (Desensitization systematic )     

حساسیت‌ زدایی تدریجی متکی بر اصول شرطی سازی متقابل است که می گوید شخص می تواند با نزدیک شدن تدریجی و در حالت روانی مهارکننده اضطراب، بر اضطراب غیر انطباقی ناشی از یک موقعیت یا شئ تسلط پیدا کند.

در حساسیت زدایی تدریجی، بیمار در یک حالت آرامش کامل در مقابل محرکی که واکنش اضطراب را بر می انگیزد قرار داده می شود. آنگاه واکنش منفی اضطراب، با حالت آرامش مهار می شود، به جای استفاده از موقعیت یا شئ بوجود آورندۀ اضطراب، بیمار و درمانگر فهرستی مدرج با رعایت سلسله مراتب از صحنه های اضطراب انگیز مربوط به ترس های بیمار تنظیم می کنند. بالاخره حالت آرامش آموخته شده و صحنه های اضطراب انگیز  به طور سیستماتیک در جریان درمان همراه می گردند. بنابراین حساسیت زدایی تدریجی شامل  سه مرحله است : آموزش آرامسازی، ایجاد سلسله مراتب و حساسیت زدایی نسبت به محرک.

*غرقه ‌سازى ( Flooding )

غرقه سازی یا درمان سیل آسا بر این فرض استوار است که فرار از یک تجربۀ اضطراب برانگیز از طریق شرطی سازی موجب تقویت اضطراب می گردد. بنابر این با اجازه فرار ندادن به بیمار می توان اضطراب را خاموش کرد، و از رفتار اجتنابی شرطی ممانعت بعمل آورد.

این روش به صورت تشویق بیمار به تصور یا رویارویی واقعی با موقعیت ترساننده است. از تمرینات آرامسازی، به گونه ای که در حساسیت زدایی مرسوم است استفاده نمی شود. بیمار ترس را تجربه می کند و شدت آن تدریجأ کاهش می یابد. موفقیت درمان بسته به استقامت بیمار در موقعیت ترساننده تا زمانی است که احساس آرامش و تسلط کند.

این روش در بیمارانی که ممکن است اضطراب شدید برای آنان خطرناک باشد(مثل بیماران قلبی یا شکننده از نظر انطباق روانی) ممنوع است. این روشها مخصوصأ در درمان اضطراب های بیمارگون مؤثرند.

 
* مواجهه‌ سازى تدریجی ( graded  exposure)

مواجهه سازی تدریجی شبیه حساسیت زدایی تدریجی است به استثناء این که آموزش آرمیدگی در کار نیست و درمان معمولا در زمینۀ زندگی واقعی به عمل می آید.

 

2- درمان معنوی

به منظور خویشتن یابی و وصل شدن انسان به اصل خود و آرامش یافتن، پیامبران مبعوث می شوند و رهنمود هایی را به انسان می دهند که با آن دوباره به بعد معنوی خود بپیوندند. ولی انسان عصیانگر، این رهنمود ها را جدی نمی گیرد، در نتیجه حیران و سرگردان می ماند. حال باید زحمت زیادی را متحمل شود و از رهنمودهای خاصی پیروی کند تا به جایگاه اصلی خود برسد :

برای پیروزی در مصیبت ها و سختی ها از نگاه قرآن کریم عوامل متعددی دخیل است که عبارتند از :

* عبادت و انجام اعمال مذهبی و شکرگزاری

معمولا ارتباط و عشق و محبت به خدا وقتی به صورت ظاهری نمود پیدا می کند به صورت نیایش (دعا) و پرستش(عبادت) خود را نشان می دهند. پرستش بنا به حالت های فرد پرستنده اشکال زیادی می تواند داشته باشد. از نماز گرفته تا خدمت به افراد نیازمند، رفتن به حج و روزه گرفتن تا کار کردن و روزی حلال برای خود و خانواده فراهم کردن؛ همگی می توانند عبادت و پرستش خا محسوب شوند.

آنچه در این اعمال به ظاهر متنوع، اساس و بنیان عبادت نامیده می شود، "نیت" است. نیت یعنی انگیزه ای که پشت یک عمل و یا رفتار عبادی وجود دارد. عبادت اگر انگیزه اش تقرب به خدا باشد، و انسان چون خداوند را شایسته می بیند و به این اعمال برای نزدیکی بیشتر با حضرتش دست می زند مورد قبول است، در غیر این صورت خدشه دار خواهد بود. اساس عبادت و بندگی رسیدن بانسانیت، رشد معنوی، خودشکوفایی می باشد، هر انسانی در اثر عبادت آن می شود که قرار بود بشود.

اعمال عبادی و مناسک می تواند از لحاظ روانی و فیزیکی التیام بخش باشد. به همین مناسبت مناسک و عباداتی مثل نماز، روزه، حج، ... و برپاداشتن اعیاد و مراسم مذهبی،مثل اعمال عید قربان،عید فطر و...نام برده شده است. اشکال مختلف مناسک و عباداتی که به مراجعان کمک می کند هویت معنوی، ارزش و اثرات معنوی و هدف زندگی را در یابند و در اجتماعات مذهبی شرکت کنند، برای مراجعانی که با احساس گناه، از خود بیگانگی، اضطراب، افسردگی و اندوه دست و پنجه نرم می کنند مفید می باشد.

درباره اهمیت شکر همین اندازه بس که خداوند از انسانها خواسته است تا در برابر نعمت وجود و دیگر نعمتهای خدادادی شکرگزار باشند. چرا که تشکر از نعمتهای خداوند، وظیفه ای انسانی است که مایه رشد و تعالی روح و آثار بی شماری برای خود وی خواهد بود و صد البته که این انسان است که به شکرگزاری نیازمند است وگرنه خداوند ذاتی است نامحدود و بی نیاز.

خداوند متعال در قرآن کریم به این موضوع اشاره کرده و می فرماید: "ما به لقمان حکمت دادیم، به او گفتیم: شکر خدا را به جای آور هر کس شکرگزاری کند، (هیچ سودی به خدا نمی رساند، بلکه) تنها به سود خودش شکر کرده است و آن کس که کفران کند (به زیان خود اوست و به خدا هیچ زیانی نمی رساند) چرا که خداوند بی نیاز و ستوده است(سوره لقمان،آیه12)." اما با این همه مردمان، قدر و ارزش نعمتهای الهی را ندانسته و کفران نعمت می ورزند و نسبت به نعمت دهنده شاکر و سپاسگزار نیستند. قرآن کریم در این زمینه می فرماید: "خداوند نسبت به مردمان دارای فضل است ولی بیشتر مردمان سپاسگزار نیستند(سوره یونس،آیه60)."

بنابراین سپاسگزاری نسبت به خداوند از عناصر اساسی تنظیم کننده رابطه انسان با خداست که ریشه اصلی آن در ادراک نعمت و برکات الهی و اعتراف قلبی نسبت به آنها نهفته است.

     مراتب شکر :

اول آنکه: انسان همواره در دل متوجه و یادآور نعمتهای خداوند باشد. (شکر قلبی)

دوم آنکه: به هنگام استفاده از نعمتهای بیکران الهی، زبان به حمد و سپاس خداوند بگشاید. (شکر زبانی)

سوم آنکه: نعمتها و برکات خداوند را در راهی که او اراده کرده است، به کار گیرد. (شکر عملی)

* صبر

از عوامل ریشه ای و اصیل در موفقیت هر کاری به خصوص پیروزی در آزمایش الهی، صبر و پایداری است که هم عقل صدق آن را تأیید مي کند و هم شرع مقدس بر آن تأکید دارد و برای بهره گیری و کمک طلبی از این عامل مهم ارشاد نموده و فرموده است: (وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاة)(بقره/45)

این آیه از نیاز ضروری انسان به برخورداری از صبر در انجام هر کاری خبر مي دهد. در خصوص نقش اساسی صبر در آزمایش الهی مي توان به نمونه ای از آیات کریمه اشاره نمود :


(وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الأمُور)(آل عمران/186)

«و اگر استقامت کنید و تقوای الهی پیشه سازید (شایسته تر) است؛ زیرا این ها از کارهای محکم و قابل اطمینان است.»

صبر به معنی خویشتنداری، ثبات نفس، استواری و پایداری و استقامت است(سیره نبوی، سیره فردی، دفتر اول). صبر، استقامت نفس و مضطرب نشدن به هنگام رویدادهای سخت است(معراج السعاده، ص727). همچنین صبر، ثبات نفس و عدم تزلزل و اضطراب در رویارویی با سختیها و مصیبتها و خارج نشدن از حالت سعه صدر با نگهداری زبان از شکایت و اعضاء و جوارح از کارهای غیر متعارف می باشد(بهشت اخلاق، ص713). صبر، نیروی مقاومت در امور هولناک و مشکلات حسی، عقلی، جسمی، روحی و روانی است(بهشت اخلاق، ص713). به عبارت دیگر صبر، وادار نمودن نفس به انجام آنچه که عقل و شرع اقتضا می کنند و بازداشتن از آنچه که عقل و شرع نهی می کنند(قاموس قرآن، ج4، ص105).

واقعیت آن است که سختیها اجتناب ناپذیرند. انتظار زندگی بی هیچ سختی انتظاری غیر واقعی است سختیها جزئی از زندگی ما هتسند و انکار ما چیزی را تغییر نمی دهد. بنابراین باید سختیها را به عنوان یک واقعیت پذیرفت و موقعیتهای ناخوشایند را مهار کرد ومدیریت نمود. نباید در برابر سختیها ایستاد، بلکه باید در کنار سختیها قرار گرفت. قرار گرفتن در کنار سختیها امکان مدیریت و مهار نمودن آنها را به وجود می آورد.

امام علی (ع) می فرماید: هرگاه محنتی به تو رسید در کنار آن بنشین که ایستادن در برابر آن موجب افزایش آن (رنج) می گردد.

منظور از پذیرش سختی تسلیم شدن منفعلانه و زمینگیر شدن نیست، بلکه مقصود فعال و پویا است. در این نوع پذیرش فرد زمینگیر و ناتوان نمی شود، بلکه بهترین راه مقابله را برای موقعیت پیش آمده را طراحی می کند. شاید بتوان گفت بهترین بیان را در این باره امام علی (ع) دارند: از بی تابی بپرهیز که امید را قطع و کار کردن را تضعیف می کند و اندوه را به ارمغان می آورد و بدان که راه خروج (از تنیدگی) دو امر است: آنچه چاره دارد چاره اندیش و آنچه چاره ندارد، صبر.

هر موقعیت ناخوشایندی را انسان ارزیابی می کند. این ارزیابیها تأثیر مستقیمی بر فشار روانی حاصل از موقعیت دارد. اگر موقعیت ناخوشایند را مثبت ارزیابی کنیم و یا دارای بار مثبت بدانیم قابل تحمل خواهد بود و اگر منفی ارزیابی نماییم از کنترل ما خارج و غیر قابل تحمل می گردد

* تقوا (خویشتن داری)

در پیروزی از آزمایش الهی وجود تقوا در امتحان شونده ضروری مي باشد. چه آن که اگر تقوا و خویشتن داری باشد، انسان در برابر آزمایش الهی خودش را حفظ مي کند و شکست نمي خورد. فرمود:


(لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا أَذًى كَثِيرًا وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الأمُور)(آل عمران/186)

«و اگر استقامت کنید و تقوای الهی پیشه سازید شایسته تر است.»

* توبه و بخشایشگری

توبه و بخشایشگری در ادیان توحیدی مطرح گردیده است. در اسلام توبه جایگاه مخصوص دارد و در اثر توبه افراد مورد گذشت قرار می گیرند. توبه مقدمۀ بخشایشگری به حساب می آید. در توبه مردم از خدا طلب مغفرت می کنند و یا اینکه از افراد دیگری که باعث رنجش آنان شده اند می خواهند که آنان را ببخشند.

بخشایشگری تغییر در فکر، احساس و عمل است. فردی که دیگری را بخشیده است فکرش از منفی به مثبت تغییر یافته است و نگرش مثبت تری نسبت به فردی که او را رنجانده بود پیدا می کند. تغییرات چشمگیر در احساسات و رفتار او نیز از منفی به مثبت صورت می گیرد. ادیان الهی به مردم یاد می دهند که دیگرانی را که آنان را رنجانده اند ببخشند و نسبت به افرادی که موجب رنجش آنان شده اند بخشش طلب کنند.

در اسلام نیز تأکید بر بخشیدن شده است و در قرآن سفارشات زیادی برای بخشش و گذشتن از تقصیر دیگران شده است (برای نمونه سورۀ بقره آیات 109 و 137، و سورۀ آل عمران آیۀ 159). از منظر روان شناختی پژوهشگران در یافته اند که :

الف) بخشایشگری تغییرات مثبت را در حیطۀ عاطفی و بهبود روانی انسان ایجاد می کند

ب) موجب افزایش سلامت روانی و جسمانی می شود

ج) انسان ها در اثر بخشیدن احساس قدرت و توانمندی می کنند

د) آشتی بین فرد رنجیده و رنجانده ایجاد می گردد

ه) افراد در اثر بخشیدن دیگران خوش بینی خود را حفظ می کنند.

تسهیل بخشودن یکی از مداخلات معنوی است که به کرات توسط روان شناسان و روان درمانگران مورد استفاده قرار گرفته است. البته قبل از اینکه مراجعان تشویق شوند که فرایند درمان بخشایشگری را طی کنند، روان درمانگران باید مشخص کنند که آیا مراجعان آنها آمادگی لازم را برای اینگونه مداخلات معنوی دارند. بخشودن دیگران یک فرایند عاطفی است که به کارگیری آن زمان بر است و در برخی موارد زمان طولانی باید بگذرد و فرد در فرایند درمان به نکته ای برسد که بتواند طرف مقابل را ببخشد.

وقتی مراجعان مورد سوء استفاده قرار گرفته اند و به شدت در روابط بین فردی مورد رنجش قرار گرفته اند بایستی برای بهبود یافتن مراحلی را بگذرانند که رئوس این مراحل به صورت زیر می باشد :

الف) گذراندن مرحلۀ شوکه شدن و انکار درد ناشی از رنج

ب) آگاهی پیدا کردن و پذیرفتن اینکه آنان مورد سوء استفاده قرار گرفته، جریحه دار شده اند.

ج) احساس رنج، اندوه، عصبانیت و خشم و پیدا کردن فرصت که به صورت مناسبی این احساسات را به دیگران نشان دهند

د) نیاز برای تأیید که در مورد آنان اشتباه و خطا صورت گرفته است و در صورت امکان دنبال آن هستند که ببینند عدالت برقرار شده و حق به حق دار رسیده است

ه) اطمینان از اینکه خطا و اشتباه دوباره رخ نخواهد داد

و) در گذشتن از رنج، بخشیدن طرف مقابل و زندگه را ادامه دادن.

مراحل بخشودگی بایستی طی شود واگر به صورت ناپخته دیگران بخشیده شوند، التیام روان شناختی صورت نمی گیرد، و اینگونه بخشایشگری، بخشودن روان شناختی نیست چون که احساس درد، رنج، اندوه، احساس گناه، عصبانیت ادامه یافته و برای آنان در زندگی درد سر ایجاد می کند.

بنابراین آرام کردن افراد توسط روان شناس یا روان درمانگر معنوی و زدودن اضطراب ها، ترس ها، نگرانی ها، با استفاده از توکل به خدا(در اینجا یعنی درمانگر معنوی کار خود را انجام می دهد و با تمام خلوص از خداوند امید واقعی دارد که در فرآیند درمانگری او را می فرماید) و صبوری (مدت ها طول می کشد که پختگی درونی در مددجو ایجاد شود و زمان رشد و کمال وخویشتن یابی و انسجام مراجع برسد) به آنان کمک می کند که از بار گران رنج ها و اضطراب ها آزاد شوند، رابطۀ آنان با افراد دیگرترمیم شود، علاوه برآن از عذاب های اخروی نیز در امان باشند. یک وجود سالم و عاری از کینه و رذیلت که به نفس مطمئنه رسیده است آرام تر از دنیا رخت می بندد و به صورت آرام به سوی رب خویش مراجعت می کند و در زندگی آرام و پرنعمت اخروی متنعم می گردد.

* توکل

تکیه بر یک منبع مطمئن قدرت از عوامل بسیار مهم در افزایش مقاومت در برابر سختیها است. کسی که به یک منبع قدرت اتکال می کند قدرت او را به قدرت خودش پیوند می زند، از این رو بر توان خود می افزاید و احساس اقتدار می کند. از سوی دیگر با اعتماد به یک منبع قدرت انسان تحت حمایت و حفاظت صاحب قدرت قرار می گیرد و همین امر موجب تقویت روحی و روانی می گردد. این اتکال همان چیزی است که در ادبیات دین از آن به عنوان توکل یاد می شود. رسول خدا (ص) درباره نقش توکل در افزایش اقتدار می فرماید: کسی که دوست دارد قوی ترین مردم باشد باید به خداوند توکل کند.

وقتی رسول خدا (ص) با وجود آن همه مشکلات، تنها ماند خداوند متعال به او همین اصل را آموزش داد و فرمود : پس اگر آنان روی برگرداندند تو بگو : مرا بس است آن خدایی که هیچ خدایی جز او نیست، بر او توکل می کنم و او صاحب اختیار عرض عظیم است.

نمرود حضرت ابراهیم (ع) را در منجنیق گذاشت و به سوی آتش پرتاب کرد. میان زمین و آسمان جبرئیل آمد و فرمود : آیا خواسته ای داری؟ حضرت فرمود: "از تو نهً خدا مرا بس است و او بهترین وکیل است"

اگر انسان چنین تصوری از خدا داشته باشد و بر چنین خدایی توکل کند در سخت ترین مشکلات آرام خواهد بود. این یک مهارت شناختی است، شناختی مبتنی بر واقعیت ها. توجه به این واقعیت که خداوند همواره با انسان است و در صورت نیاز پاسخگو و اجابت کننده است، نه تنها فشار مضاعف را مانع می شود، بلکه سبب می گردد که انسان توان مقابله بیشتری بیابد. به همین جهت امام علی (ع) می فرماید : هر کس توکل کند اندوهگین نمی شود.

درک مراقبت و همراهی خدا با انسان هنگام بروز سختیها و گرفتاریها آدمی تصور می کند که از قلمرو حمایتی خداوند خارج شده است. این تصور احساس تنهایی و بی یاوری را در پی دارد. کسی که در مشکلات چنین تصوری از خدا دارد خود را با انبوهی از مشکلات تنها و بی یاور می بیند و احساس تنهایی و بی یاوری روح ناامیدی را در پی داشته و همین امر به اندازه تنیدگی و فشار روانی می افزاید.

اما واقعیت این است که خداوند همواره همراه انسان است و باور به این حقیقت به انسان امید و توان می بخشد. وقتی انسان تصور کند خداوند دور نیست، بلکه حاضر و ناظر است و او را می بیند خواهد دانست که هر گاه لازم باشد او به فریادش خواهد رسید و یا اگر فریاد زند و کمک بخواهد کسی هست که صدای او را بشنود و پاسخگوی او باشد. این گونه است که انسانهای رشد یافته در سخت ترین شرایط زندگی آرام و مطمئن هستند.

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید

بازگشت به بالا